محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1023
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
آيه شريفهء قرآن حكمى است كه دربارهء او نازل شده است : ( وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي ) و در حديث وارد است كه اگر دو خليفه در يك عصر دعوى خلافت كنند و بخواهند خلافت را منقسم به دو قسمت كنند يكى از آن دو ملعون و بايد معدوم شود . هم در اين اوان كاغذى از شاه طهماسب ثانى به بابعالى رسيد كه تمام بلاد مفتوحه عثمانى را شاه طهماسب ملك طلق عثمانى مىشناسد به شرط اينكه دولت عثمانى شاه طهماسب را به سلطنت بشناسد . خلاصه چيزى نگذشت كه به واسطهء بعضى شكستها كه در ايران به قشون عثمانى وارد آمد عثمانى طالب مصالحه با اشرف شد و قرار مصالحه را بر اين دادند كه كرمانشهان و همدان و سنندج و اردلان و نهاوند و خرّمآباد و لرستان و مكرى و مراغه و خوى و زنجان و تبريز و گنجه و قراباغ و ايروان و تفليس و نخجوان و شيروان و تمام گرجستان از آن عثمانى باشد و سلطانيه و ابهر و طارم را با توپهائى كه از اشرف گرفتهاند به او رد كنند و اسم اشرف در سكّه و خطبه باشد و حاج ايران هرسال به واسطهء امير حاجى كه اشرف تعيين مىكند به مكّه معظّمه بروند ، بالجمله سه ماه بعد از اين مصالحه كه سه سال و نيم بعد از معاهده روس و عثمانى در باب تقسيم ايران بود از طرف روس ژنرال رومانزف و از طرف عثمانى محمّد درويش آقا به جهت تعيين حدود بلاد متصرّفى ايران فرستاده شدند . هم در اين سال ندر قلى بيگ افشار حاكم ابيورد و نسا به خدمت شاه طهماسب آمده ملقّب به طهماسب قليخان شد و منصب قورچىباشى يافت و مأمور جنگ ملك محمود سيستانى و تسخير مشهد مقدّس گرديد و در همين اوان ندر قلى بيگ وجود نواب فتحعليخان را مايهء عدم پيشرفت كار خود دانسته و ديده چندان در پيش شاه طهماسب به اغوا و تحريك مبالغت نمود كه شاه طهماسب راضى به قتل نواب معظم له گرديده شب سيزدهم شهر صفر در منزل خواجه ربيع ندر قلى بيگ به همداستانى شاه طهماسب و موافقت مهديخان نام قاجار دوالو به طور خدعه و تزوير نواب غفرانمآب فتحعلى خان طاب ثراه را شهيد كرد و در خواجه ربيع مدفون شدند . هم در اين سال ندر قلى بيگ مشهد مقدّس را مسخّر ساخت و ملك محمود سيستانى تاج و تختى را كه براى خود ترتيب داده تارك و منزوى شد و شاه